فكر كه مي كنم.. يادم نمياد كه تا حالا موقع حرف زدن گفته باشي "حالا دو دقيقه ديگه هم حرف بزنيم" ... لذت بهم ميده.. حس آرامش زندگي دو نفره.. نزديكي بي حد و حصر.. حس خواسته شدن .. كه بعضي وقتا نگرانم از دستش بدم.. اما انقدر پرم مي كني كه لبريز ميشم... و باور مي كنم كه از دستش نمي دم... بهم آرامش ميدي.. لذت زندگي دو نفره.. بلوغ زناشوئي...
چشمات كه باز ميشن..تازه اول تشنگي منه.. آخر انتظار منه واسه جام شيرين چشمات.. چشمات كه باز ميشن چشماي من هنوز خسته نشدن از انتظار... چشمات كه باز ميشن من ويران ميشم از عطر و طعم و گرما...
+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 1388/01/30 و ساعت
9:50 قبل از ظهر |

