تبليغاتX
يونيك و من

ای ساربان ای کاروان / لیلای من کجا می بری

با بردن لیلای من / جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی / لیلای من چرا می بری


در بستن پیمان ما / تنها گواه ما شد خدا

تا این جهان بر پا بود / این عشق ما بماند بجا

ای ساربان کجا می روی / لیلای من چرا می بری


تمامی دینم به دنیای فانی / شراره ی عشقی که شد زندگانی

به یاد یاری خوشا قطره اشکی / به سوز عشقی خوشا زندگانی

همیشه خدایا محبت دلها / به دلها بماند بسان دل ما

که لیلی و مجنون فسانه شود / حکایت ما جاودانه شود


تو اکنون ز عشقم گریزانی / غمم را ز چشمم نمی خوانی / ازاین غم چو حالم نمی دانی

پس از تو نمونم برای خدا / تو مرگ دلم را ببین و برو

چو طوفان سختی ز شاخه ی غم / گل هستی ام را بچین و برو

که هستم من آن تک درختی / که در پای طوفان نشسته

همه شاخه های وجودش / زخشم طبیعت شکسته


ای ساربان ای کاروان / لیلای من کجا می بری / با بردن لیلای من / جان و دل مرا می بری

ای ساربان کجا می روی / لیلای من چرا می بری


+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه 1388/03/03 و ساعت 6:53 قبل از ظهر |

2 تو خواب بودي..

1 ...                   



+ نوشته شده توسط محسن در شنبه 1388/03/02 و ساعت 6:41 بعد از ظهر |


1  با صدام ميام همه جا تو رو مينويسم

روي آينه ي گريه هام..گونه هاي خيسم

2 بيا كه ديگه وقتشه..وقت برگشتنه

بوي پيرهنت كه بياد لحظه ي ديدنه...



+ نوشته شده توسط محسن در جمعه 1388/03/01 و ساعت 8:37 قبل از ظهر |